تبليغاتX
جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک - يه فرصت دوباره ...
 
گلواژه پرانی های یک دیوانه
 

باز هم مناسبت يه مهم رو نشد كه بنويسم .... اون هم دوم خرداد بود .... كه اردو بوديم ..... ميخواستم با اجازه دوست هاي عزيز ترك ، يه جوك تركي قديمي و پاستوريزه و کلاسیک بنويسم كه نشد ... خواستم براي معادل اين روز ، يعني 18 خرداد بنويسم كه ترسيدم به خاطر تقارن با ايام سوگواري باز هم برادرها من رو مورد فحش و لعن قرار بدن .... به همين خاطر الان مي نويسمش....

يه روز (اون روزاي قديمي .... مال زمان اصلاحات) خاتمي  ميره تبريز .... قبل از سخنرانيش مردم دورش جمع ميشن كه اين چه وضعيه و چرا مردم واسه ما جوك ميسازن ... شما بيا تو سخنراني بگو كه اين كار نكنن....
خاتمي ميره پشت تريبون و ميگه كه براي اين كه ثابت كنم كه مردم آذربايجان خيلي هم باهوشن يه نفر بياد بالا من چند تا سوال ازش بپرسم .... يه آقايي ميره بالا...
خاتمي ميپرسه: بگو ببينم ... دو دو تا ؟؟!!!!
تركه يه كم فكر ميكنه ميگه:‌ پنج تا .....
خاتمي ميگه نه غلطه ....
تركا يه صدا فرياد ميزنن: خاتمي ... خاتمي ... يه فرصت دوباره ....
خاتمي دوباره ميپرسه: دو دو تا ؟؟!!
تركه اين دفعه كلي فكر ميكنه و ميگه: 3 تا!!!!
باز هم تركا يه صدا ميگن: خاتمي ... خاتمي .... يه فرصت دوباره .....
اين دفعه از اون پشت بهش ميرسونن ميگن اين بار كه رئيس جمهور ازت سوال ميكنه بگو 4 تا تمومش كن بره ديگه ....
خاتمي ميپرسه:‌ دودوتا؟؟؟
تركه فوري ميگه: 4تا .....
تركا همه با هم ميگن.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خاتمي .... خاتمي ... يه فرصت دوباره .....

باشه؟ 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط بی با  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM