تبليغاتX
جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک
اصلاح طلب دیروز ....

اتاق 313 خوابگاه شهید عصاری:

از خواب بیدار شدم ...  بعد از ظهره، اعصابم خیلی به هم ریخته، یه سایتی که حتما برای پروژه سیستم های امن باید توش لاگین کنم لاگین نمیشه ... همون جا با لپ تاپ روشن روی تخت محمد (طبقه اول تخت نزدیک پنجره) خوابم برده بود... اتاق ساکت بود .... از بچه های اتاق هیچکی اون جا نبود ...

وقتی بیدار شدم طبق معمول همه آب دهنم ریخته بود رو بالش، دهنمو با همون بالش پاک کردم ... نگاه کردم دیدم نشسته رو صندلی پشت میز، یه دست مشکی پوشیده، مثل آدمایی که احساس لاتی میکنن یه پاشو گذاشته رو میز و یه بشقاب جلوشه که پر ته سیگاره، خودشم یه سیگار دستشه که به جای کشیدن داره <..> دود میکنه و همه دودو پس میده بیرون.

 (حالا این که چه جوری تونسته بیاد تو خوابگاه پسرا و مهم تر از اون، این که این جا چه غلطی میکنه بماند)

بلند شدم و نشستم ... طبق معمول پتو رو پیچیدم دور خودم و بالشمو گرفتم تو بغلم .... یه چند ثانیه بهش خیره شدم ... با همون لحن لاتی و با طلبکاری گفت:

 «علیک السلام»

از کوره در رفتم .... صدامو گرفتم سرم و عربده کشیدم:

 «سلام و زهر مار ... خاموش کن اون لعنتیو خفه شدم .... هنوز نفهمیدی که تو این اتاق نباید سیگار بکشی .... سیگار میخوای بکشی باید بری لب پنجره ... مفهومه آبجی؟؟ .... حالمو به هم زدی با این دود و دمی که راه انداختی ... اصلا کی تو رو تو خوابگاه راه داده؟ کی گفته بیای این جا؟؟ »

انگار نه انگار دارم باش حرف میزنم ... همون جوری نشسته بود و داشت به <..> دودش ادامه میداد ... داشتم روانی میشدم ... صدامو بلندتر کردم ... جوری که تقریبا داشتم نعره میزدم:

«ای مرده شورتو ببرن که به هیچ درد من نخوردی ... فقط اعصابمو داغون کردی ... هر دفعه بهت رو انداختم مثل سگ باهام رفتار کردی ... کاری کردی که بورس زمین خورد ... بنیاد ورشکست شد ... الان هم که مث خر گیر کردم تو گل .... دیشب هیچی نخوابیدم پروژه ام مونده زمین ... الان هم که اومدم خبر مرگم دو ساعت بکپم سر و کله تو پیدا شده این جا دود و دم راه انداختی .... نکبت!!!»

سیگارو تو بشقاب خاموش کرد، مثل آدم نشست رو صندلی ... و با لحن قبلی گفت:

«خیلی خوب تو هم شلوغش کردی .... من چه میدونم قوانین این اتاق چیه؟؟ یه بار تو عمرمون اومدیم تو این اتاق یه سیگار بزنیم ببین چه ننه من غریبمی به پا کرده ... مهمون نوازیتو قربون شازده ...»

همون جوری رو تخت نشسته بودم ... اومد و روی تخت کنارم نشست، لپ تاپو برداشت و گفت:

«بگو ببینم چه مرگته این جوری غربتی بازی در آوردی...»

User و Password رو بهش دادم و گفتم:

«لاگین نمیشه ... از صبح تا حالا <......> منو ...»

گفت:

«خوب معلومه اینجوری لاگین نمیشه گاگول!!»

پتو رو محکم از رو کله ام کشید و انداخت روی کیبورد .... از روی پتو پسوورد رو زد .... لاگین شد ... گفت:

«این سایت سکیوریتیش (Security) بالاس .... با پتو لاگین میشه ... چهار سال تو این پلی تکنیک خراب شده چی یاد گرفتی؟؟ »

پ.ن: لینک وبلاگ جدید فرشاد رو اضافه کردم .... یه بلاگ تخصصی در حوزه کامپیوتر... شروع فوق العاده ای داشت.... ایشالا روز به روز بهتر بشه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط بی با | 
مسابقه:

به کاربرانی که بتوانند مقالات دکتر احمد کاردان را در Google Scholar بدون استفاده از فیلترشکن سرچ کنند جوایز ویژه ای داده می شود.

پ.ن1: واقعا این نحوه فیلترینگ شرم آوره، آیا نمیشه برای سایت های علمی این چنینی کنترل لغت به لغت URL رو غیر فعال کرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط بی با | 

چند وقتیه با ارسال یک ایمیل طنز در مورد مدرک تقلبی وزیر کشور در گروه یاهو انجمن علمی دانشکده،   واکنش های عجیب و غریب زیادی رو از طرف هم دانشکده ای های عزیز - چه موافق و چه مخالف - توی گروه دیدیم .... توی جوابی که امروز خواستم برای گروه ارسال کنم ... حرف های زیادی توی دلم بود که گفتم، اما چون فضا تغییر کرد و ایمیل های کنفرانس انجمن کامپیوتر روی گروه قرار گرفت، گفتم دیگه فضای اون جا رو خراب نکنم .... ناپرهیزی کردم  و به جای گروه ، ایمیل رو این جا قرار دادم ... پیشاپیش به خاطر طولانی بودن حرف هام عذر میخوام ....

 


با عرض سلام و ادب مجدد

خوب بحمدلله الان که دارم این پیام رو برای گروه ارسال می کنم همه چیز مشخص شده و راحت تر میشه صحبت کرد:

اگر اجازه بفرمایین در جواب دوستان عزیزم آقای مرید و آقای غفاریان چند تا نکته رو بگم:

  1. در مورد این که حاشیه علمی چی هست: امین جان! برادر من! یادت باشه در دفاع از مدرک های جعلی آقای وزیر، آقای احمدی نژاد تحصیلات و مدارک دانشگاهی رو فقط کاغذپاره دونستن!!! ما همه دانشجوییم!!! دانشگاه محیط محترم و مقدسیه!! آقای رئیس جمهور با این حرف این همه آدم تحصیل کرده ، این همه استاد و این همه متخصص رو زیر سوال برده و بی ارزش کرده، آدم هایی که چندین سال از عمرشون رو پشت این میز ها و پای تخته ها گذروندن و امروز روز و شبشون رو برای خدمت به این آب و خاک، این مردم و این نظام گذاشتن .... اون وقت تمام این خدمت ها بی ارزش شده، برای این که از یه آدم دروغ گو دفاع بشه که سال هاست با مدارک تقلبی از حقوق و مزایای غیر شرعی برخوردار شده .... و امروز هم میخواست در نهایت بی شرمی اداره مهم ترین بخش دولت کریمه عدالت گستر رو به عهده بگیره.... آقای مرید! این موضوع خیلی بیش تر از معماهایی که سالها پیش نیوتون مطرح کرده و یا مباحثی مثل توصیه های اخلاقی چارلی چاپلین به دخترش به من و شما مربوط میشه .... این اهانت خیلی بیش تر از اون مباحث ، حاشیه علمی محسوب میشه!!!
  2. در مورد صحبت آقای غفاریان که ما حاضر نشدیم سخنان آقای کردان رو که در رسانه ها منتشر شد بخونیم و یک طرفه قضاوت کردیم: اگر هم این حرف شما درست باشه ، همون طور که دیدی امروز در سایت دانشکده با استفاده از رادیو چند گوشی موبایل تمام جلسه استیضاح پخش شد و همه ما مراسم استیضاح رو شنیدیم .... دفاعیات آقای وزیر شرم آور بود ... همون طور که بسیاری از نماینده های همین مجلس حامی دولت از جمله آقای نوباوه اعتراض کردن که این دفاعیه فقط تلاش در جهت بازی با احساسات نماینده ها و فریب اون ها بوده ... و دیدیم که تو همون جلسه ثابت شد که بسیاری از اظهارات آقای وزیر در همون جلسه استیضاح هم دروغ محض بوده .... به نظر شما!!! آیا چنین انسانی برای خودش، دولت خدمتگزار و مردم آبرویی باقی گذاشته که بخوایم منصفانه در موردش قضاوت کنیم؟؟ کجای حرف های آقای وزیر قابل دفاعه؟ واقعا فکر می کنید اگر این حتی بک ذره ازعدم صداقت آقای کردان قابل دفاع بود، رئیس جمهور حاضر میشد به بهانه اعتراض به مجلس در جلسه استیضاح حاضر نشه و از وزیر خودش دفاع نکنه؟؟
  3. در مورد این که گروه انجمن از اهداف خودش منحرف میشه: این ایده ای که امیر داد برای این که یک گروه جداگانه تشکیل بشه ایده خوبیه! بحث من این بود که اگر واقعا با ارسال ایمیل های بی ربط به گروه مشکل دارید چرا تا بحال به ایمیل های بی ربط تر از این اعتراضی نکردین؟
  4. در مورد پیامدهای ناگوار سیاسی شدن فضای دانشگاه که هم آقای غفاریان و هم آقای مرید گوشزد کردن: واقعا دانشگاه های ما تو این سه سال اخیر به چه سمتی داره میره؟ فرق دانشگاه با مدرسه چیه؟ فقط این که بزرگ تره؟ یا خودمون واحد انتخاب میکنیم؟ یا این که دخترها و پسرها رو جدا نکردن؟ سیاسی شدن فضای دانشگاه ها دو پیامد مهم داره، هم برای خود دانشجو و محیط دانشگاهی و هم برای فضای عمومی کشور، پیامدش برای دانشگاه اینه که اون دانشجویی که از توی این دانشگاه درس میخونه باید بفهمه تو این مملکت چی میگذره؟ با ۲۰:۳۰ نگاه کردن و جام جم خوندن نمیشه از فضای مدیریت حاکم بر کشور آگاه شد ... دانشجو باید تو این تشکل ها یاد بگیره که چه جوری باید با کردان ها کنار بیاد .... وگرنه اون کاغذپاره ای که آخر دوره میگیره که ارزش نداره ، بازداشتن دانشجو از دخالت در سیاست تنها نتیجه اش اینه که نیروی متخصص به یه بله قربان گوی نفهم تبدیل میشه که به راحتی بازیچه دست قدرت میشه بدون این که قدرت کوچک ترین اقدام سازنده و یا اصلاحی داشته باشه.... و اثر دیگه که بر فضای  عمومی کشور هست: دانشجو آرمان گراس، دانشجو هنوز در بدنه قدرت قرار نگرفته که بخواد مثل اون ها که در بدنه قدرت هستن دروغ بگه و دیگران رو فریب بده، دانشگاه و محیط دانشجویی همیشه نقش آگاهی دهنده به بقیه اقشار کشور رو داشته باشه! اگر امروز قدرت های حاکم این بلا رو سر دانشگاه های ما نیاورده بودن با اطلاع رسانی ها و فشارهای ائن ها خیلی زودتر از این ها امثال کردان از بدنه دولت خارج میشدن و این قدر حیثیت ملت و نظام به بازی گرفته نمی شد ... ارزش مند ترین تحولات و جنبش های سیاسی به دست دانشجو ها و در محیط دانشگاه ها انجام شده .... انصافا..... در انقلاب اسلامی ما میشه نقش دانشجو ها رو نادیده گرفت؟ آیا در رژیم گذشته این قدر دانشگاه ها تحت فشار و خفقان قرار داشتن؟؟ .... و آیا واقعا اگر در رژیم گذشته مثل الان جلوی فعالیت های سیاسی در دانشگاه ها گرفته میشد و دانشجو ها مثل الان در انزوا قرار داشتن آیا این انقلاب به نتیجه می رسید؟؟؟ باور کنید .... دبیرستان علامه حلی اراک در سال ۷۷ تا ۸۴ که من دانش آموز اون جا بودم محیط بازتری از پلی تکنیک امروز داشت .... پلی تکنیک امروز رو اگر به کودکستان تشبیه کنیم نامردی نکردیم.... تروخدا این قدر نگید فضا رو سیاسی نکنید ..... دیگه هیچی از دانشگاه باقی نمونده...... پوسیدیم ..... گندیدیم .... کپک زدیم تو این فضایی که برای ما ساختید.....

یکی از بزرگ ترین آرزوهام اینه که ان شاءالله خرداد سال آینده اتفاقی بیفته که بتونم طی دو سالی بعد از اون در پلی تکنیک خواهم موند... باز هم اون پلی تکنیک قدیم رو ببینم.... گو این که خراب کردن خیلی آسون تر از دوباره ساختن ویرانه هاست!

از این که حرف هام زیادی طولانی شد عذر میخوام

ارادتمند همگی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط بی با | 
صفحه ها بی رونق...
نظراتم خالی...
پیج من پوشالی...

بی تو همچون آهم...
تو بیایی شاخم....

اگر از پیج به <..> رفته من یاد کنی....
محفل کوچک تنهایی من فتح شود ...
وای از آن روز که عصاری 3 قطع شود ....
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط بی با | 

فرازی از فیلم دعوت...

سیامک انصاری خطاب به مهناز افشار:

کاشکی ما دو تا پنگوئن بودیم ... من می نشستم رو تخم ها ... تو می رفتی دنبال بازیگریت....

پ.ن۱: پنگوئنا به خودشون نگیرن خواهشا ... کسی با اونا نبود....

پ.ن۲: فیلم های ایرانی سال به سال داره غیر قابل تحمل تر میشه ... بعضی وقتا که سی دی فیلم های ۳-۴ سال پیشو میبینم به عمق این پسرفت پی میبرم... اینکه در موضوع و داستان فیلم ها، نتیجه و آخر فیلم ها و خیلی چیزای دیگه از بالا دخالت هایی صورت میگیره شکی نیست .... به هر حال مجبورن ... وگرنه به قول آقای صفارهرندی هرکی قانونو زیر پا بزاره زیرپا گذاشته میشه ....

نتیجه گیری: صفارهرندی وارد می شود .... هنرمندا فرار کنین ... الان زیر پای آقای وزیر له میشین ....

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط بی با | 
باخته ها تموم میشن؟

وقت بردن میشه باز؟

مهربونی؟ خشت و گل؟

خونه عشقو بساز؟

یک شب بارونی بسه؟

برای از نو تر شدن؟

یک گل شمعدونی بسه؟

برای عاشق تر شدن؟

الهی آمین!

باشه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط بی با | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بهزاد چیت ساز
متولد 1366 - اراک
اصلیت خوزستانی
(توضیح: عرب نیستم)
لیسانس IT امیرکبیر
دانشجوی ارشد نرم افزار
دانشگاه امیرکبیر

وضعيت من در ياهو

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
فیس بوک من
ف..ا..ن..ت..ز..ی(فانتزی)
مثل دریا بی کران(پژمان)
بلوک سیاه (یزدان)
بامداد (بامداد)
The Bizz(بیژن)
تاآزادی دانشجویان دربند(مهدی)
زنگوله (سیاوش رامش)
سرزمین بدون مرز (علی زنوزی)
مروارید مهر (امین شیرزاد)
آجر دیگری در دیوار (علی محمودی)
پلی تکنیکی ساوجی (حجت)
شوخی (شادی)
زیر طاق مهتاب(حمید و آزاده)
این نه منم (جمال)
مزاحم (ابول)
زندگی برای خنده (مریم)
دغدغه های یک ماهی خوشبخت (نازگل)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM