گلواژه پرانی های یک دیوانه |
ساعت ۸ شب بعد از نمایش فیلم شب ، با کلی التماس از یه دکه روزنامه فروشی یه خودکار و یه تیکه کاغذ گرفتم و بدوبدو رفتم بغل در جلوی یه ماکسیمای نقره ای و گفتم: سلام آقای شکیبایی ... میشه این جا رو برای من امضا کنین؟؟ کاغذو ازم گرفت و با همون صدای قشنگ و بامزه همیشگی بهم گفت: بابا آخه من الان دستام الان یخ کرده ... خراب میشه امضام ... جواب دادم: اشکال نداره ... همین هم خیلی خوبه ... ببخشید وقتتونو گرفتم... کاغذو گذاشت رو پاش و به زحمت در حالی که دستش می لرزید تند تند یه امضا برم زد... ایناهاش:
پ.ن۱: خدا رحمتش کنه!!!

پ.ن۲: ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با تشکر از علی ، مطلب درج شده زیر تخت کوپه قطار مسیر تهران - مشهد درج شده بود ، ان شاءالله هیچ بنده خدایی کارش به جایی نرسه که مجبور شه به تخت قطار متوسل بشه، قابل توجه بعضیا......![]()
راستی قضیه فروش سوالای کنکور آزاد ۸۲ چی شد؟؟؟
میشه این سوال رو از خواهرزاده معاون متهم هم پرسید ....ها؟؟؟ چی شد؟؟؟ ![]()
بعد از یک ماه برگشتم.....
تمرین:
الف - این عکس مربوط به چیست؟؟ این جملات روی چه نوشته شده؟؟ (این بغلی ها سانسوره
)

ب- به نظر شما به کسی که از شبکه ۱ صادقیان ۱۵.۵ بگیره ترم بعدش از شبکه ۲ صبایی ۱۴.۷ بگیره چه لقب برازنده ای رو میشه نسبت داد؟؟ ![]()
ج- به نظر شما بعد از یک ماه غیبت ، هدف از درج همچین پستی چی میتونه باشه؟؟
پ.ن: باشه؟؟؟؟ ![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|