گلواژه پرانی های یک دیوانه |
سلامتی هم نعمتیه ها ... حال میده آدم حتی وقتی دو روز کامل تو بیمارستان بستری اش میکنن هیچی اش نباشه ...
باز هم بهمن اومد ... تعطیلات بین دو ترم (البته اگه بشه با این پروژه هایی که هر ترم میره پاچه مون اسمشو تعطیلات گذاشت) ... و از همه قشنگ تر و دوس داشتنی تر اینه که کم کم دارم به اون روزا نزدیک میشیم که باید روزی ۲-۳ تا فیلم داغ تازه از تنور در اومده (و بعضا با صدا و تدوین به هم ریخته) نگاه کنیم...
امتحان های این ترم وحشتناک بودن ... یک ترم نه درست حسابی سر کلاس رفتم نه تمرین حل کردن نه چیزی خوندم ... اما یهو مواجه شدم با ۲۱ واحد امتحان ... تو ۳ روز آخر ۵ تا امتحان دادم ... تقریبا به جسد تیدیل شده بودم ... امیدوارم خیلی خراب نشده باشه ...
چندین بار سعی کردم راجع به رد صلاحیت ها بنویسم دیدم اصلا نمیتونم از کلمات نامناسب استفاده نکنم ... دیدم بقیه بروبچز هم تا حدودی سکوت اختیار کردن ... ما هم گفتیم ساکت باشیم ... خیلی سخته که تو این شرایط آدم امتحان قانون اساسی اون هم با همچین استاد متحجر و داغونی داشته باشه ... و مجبور باشه از از حق تایید صلاحیت شورای نگهبان برای انتخابات مجلس - که در قانون اساسی تصریح نشده و آقایون شورای نگهبان خودشون این حق رو به خودشون تفویض کردن - دفاع کنه ... حفظ کردن کتاب بی محتوای حقوق اساسی تالیف دکتر قاسم شعبانی ، که به جز شعار دادن و از این شاخه به اون شاخه پریدن که حتی بچه کلاس اولی هم از خوندن اون خنده اش میگیره ... واقعا کار دشواریه!
این پروژه هوش هم بد رفته تو پاچه مون ... مثل خر گیر کردم توش ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|