گلواژه پرانی های یک دیوانه |
ای کاش این آقایون اصلاحاتی یه کم بیش تر به یاد دانشجوهای مظلوم بودن!!!! ای کاش غرق شدن در جنگ تصاحب قدرت مانع از این نمیشد که برای برای بازپس گیری حقوق از دست رفته این مردم تلاش کرد!!!!

این یعنی ته ته پوچی !!!
حالا چیکار کنم؟؟؟!!!
نکته: این پست فقط به منظور از دید خارج کردن پست قبلی نوشته شده است و ارزش دیگری ندارد!!
یکی از بزرگ ترین فواید جمهوری اسلامی اینه که مجبور نیستی روزی ۲ ساعت با گره کرواتت ور بری!!
امروز برای اولین بار تو عمرم لباس رسمی پوشیدم ، کت و شلوار و کروات!! عذاب الیم بود!
یادمه سال ۸۴ ، وقتی دور اول انتخابات عجیب و غریب ریاست جمهوری برگزار شد ، بعد از یک هقته دیگه همه خبرها تموم شد و سر و صداها خوابید.
اما ظاهرا این انتخابات کذایی انجمن علمی دانشکده ما از انتخابات ریاست جمهوری هم پرحاشیه تر بوده ، نمیدونم چرا تموم نمیشه این حرف و حدیث ها؟؟؟ تا کی باید به خاطر یک اقدام کاملا قانونی و در چارچوب عرف دانشگاه ، از طرف یه عده مورد انتقاد و اعتراض قرار بگیرم ؟؟!! جالب اینه که یه عده دیگه رفتن تو انجمن علمی ، اونوقت همه میگن ائتلافی که بهزاد چیت ساز تشکیل داد!! به نظر من این اتفاقی که تو دانشکده افتاده حرف های زیادی برا گفتن داره ، اما من یکی دیگه واقعا خسته شدم ، ترجیح میدم این موضوع رو فراموش کنم ، و به درس های وحشتناک این ترمم ، و به شورای صنفی آینده فکر کنم!! این که بمونم یا برم!!!

پیروزی قاطع ائتلاف مبنا
در انتخابات انجمن علمی دانشکده
مبارک باد!!!

نتایج نهایی انتخابات انجمن علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات:
تعداد کل آرا: ۳۰۳ رای
آرای باطله: ۶ رای
نوید همیشه میگه این وبلاگ مال خودته ... هر حرفی بخوای میتونی توش بنویسی ... میخوام برا اولین بار این گارو بکنم ... اگه مجبور نشم زود پاکش کنم
...یه سری حرف هایی رو جاش نبود که این جا بزنم ، اما باید زده بشه ، چون هم وجدانم ناراحته ، و خیلی چیزا داره به پای من تموم میشه
...فکر کنم دیگه همه بدونن ، که این ائتلاف چه جوری شکل گرفت ، و چرا شکل گرفت
...قبل از این که اسامی کاندیداها اعلام بشه من با بعضی از بچه ها که میدونستم ثبت نام کردن تو سلف در حال صحبت بودیم ، برای این که یک سری اصلاحات و تحولاتی در جو دانشکده صورت بگیره. چون که به نظر خیلی ها جو فعلی دانشکده نسبت به گذشته خیلی بسته تر شده و مدیران دانشکده بدبینی عجیبی نسبت به طیف وسیعی از بچه ها به خصوص بچه های شورای صنفی پیدا کردن ... به خصوص بعد از اتفاقاتی که موقع مراسم معارفه ۸۶ یها افتاد این موضوع صراحت بیش تری پیدا کرد
...در نهایت تصمیم بر این شد که تعدادی از بچه ها در قالب یک ائتلاف وارد عرصه رقابت بشن ، تا در صورت پیروزی تعدادی از این بچه ها با فعالیت هاشون یه مقدار فضا سالم تر بشه ...
خلاصه این که ائتلاف شکل گرفت ، و در آخرین روز شروع به تبلیغات کردیم ، من همیشه موقع صحبت هام با بچه ها برای این که اون ها رو به رای آوردن تشویق کنم از فعالیت های انجمن قبلی به خوبی یاد می کردم ، چون به عنوان انجمن دوم کارای خیلی خوبی انجام دادن ، و واقعا زحمت کشیدن ، و ضمن اون انتقاداتی رو هم نسبت به جو به وجود اومده به خصوص بین ورودی های جدید و بدبینی ایجاد شده از طرف اساتید و مدیران دانشکده نسبت به خودمون رو مطرح می کردم ، و سعی نکردم هیچ وقت نه زیرآب کسی رو بزنم و شخصیت کسی رو تخریب کنم ... چون خیلی از بچه هایی که عضو این ائتلاف نبودن هم دوستای صمیمی من بودن و اکثرشون از محبوبیت بسیاری بین بچه ها برخوردارن ... سعی کردم به هیچ وجه مسائل و دلخوری های شخصیمو تو این مسائل دخالت ندم ...
خلاصه این که رای گیری شروع شد ... به جرئت مشه گفت اولین انتخابات واقعا رقابتی تاریخ دانشکده اتفاق افتاد ... بچه ها خیلی زیاد اومدن برای رای دادن ... باعث افتخاره که از نظر میزان مشارکت بچه ها تو دانشگاه دوم شدیم ... کم ترین تعداد رای باطل رو داشتیم ... نفر اول دانشگاه از دانشکده ما بود ... و این که از ۱۰ نفر کاندیدا ، ۶ نفر تعداد رایشون سه رقمی بود ، در حالی سال گذشته نفر اول با ۹۶ رای انتخاب شد ، این آمار قبل از هر چیز نشون دهنده رشد انجمن علمی ماس که باعث شده که همه براشون این موضوع مهم باشه ... که هم کاندیداهای بهتر و با انگیزه تری داشته باشیم و هم مشارکت بالاتر!! و این موضوع نباید نادیده گرفته بشه !!!
اما اتفاق بدی که افتاد این بود که شنیدم که تعدادی از بچه ها ، تسویه حساب های شخصیشونو گذاشتن برای روز رای گیری!!! کاری به درست و غلط مطالبی که عنوان میشد ندارم ، اما درست نبود که موقع انتخابات بعضی مسائل رو در این سطح وسیع بین بچه ها بیان کنیم که در نهایت بخواد فضای همچین رقابت سالمی رو آلوده کنه و در نهایت این انتخابات با دلخوری بعضی از کاندیداها که از احترام و محبوبیت فوق العاده ای بین بچه ها برخوردارن به پایان برسه! نه به نظر من که بیش ترین حمایت رو از این ائتلاف کردم ، و قطعا از نظر بچه های ائتلاف مبنا این کار درست نبوده و نیست!! به هر حال من یکی به نوبه خودم به عنوان کسی که در جریان بازتاب های تخریب شخصیتی بچه ها - و در نهایت کدورت خاطر اون ها - قرار گرفتم دلم میخواد که این جا از بعضی دوستام بخوام که یه مقدار در رفتارشون تجدید نظر کنن تا اون فضای سالم و آزادی که قصد داشتیم بهش برسیم از طرف دیگه خدشه دار نشه!!
و در آخر هم به عنوان یکی از اعضای این دانشکده ، و هم به عنوان کسی که یک سال به عنوان نماینده بچه ها فعالیت کرده ، دلم میخواد بگم که تمام بچه ها رو ، علیرغم اعتقادات و جهت گیری هاشون ، علیرغم تنش هایی که مستقیما و غیر مستقیم باهاشون داشتم ، واقعا دوست دارم ، براشون احترام قائلم ، و اگر واقعا فکر میکنن در جریان این انتخابات - علیرغم این که سعی کردم که وجهه کسی خدشه دار نشه - عمل نادرستی از من سر زده واقعا شرمنده ام ، عذر میخوام و امیدوارم من رو حلال کنن...
جمله بندی هام افتضاح بود ... نه؟؟
بخشنامه ۱۲۰۶۵ / ط ۸۶ مورخ دهم خرداد ۱۳۸۶ شمسی
ابلاغيه به شورای محترم پول و اعتبار
اين بانک تصميم گرفته است برای دلجويی از هم ميهنان غير فارس، اسکناسهای بعدی را با احاديث زير به زودی روانه بازار کند
:بیست هزار تومانی: اگر دانش احتمالاً سر گردنه هم باشد، مردانی از کردستان به آن دست يافته و سر او را ميبرند و دانش را از آن خود ميکنند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|