تبليغاتX
جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک
 
گلواژه پرانی های یک دیوانه
 

سلام.

الان که دارم این پست رو کامل و آماده نمایش رو وبلاگ میکنم ساعت ۱ بامداد روز پنج شنبه ۲۴ اسفنده.بچه ها همه رفتن خونه هاشون من و ایمان تنها خوابگاهیم ،همه جا خلوت ، راهرو ها سوت و کور ، سلف خلوت ، ولی سایت خوابگاه همچنان شلوغه.... من هم فردا دیگه احتمالا میرم خونه.

به مناسبت فرارسیدن عید باستانی نوروز ، یه پست ویژه براتون نوشتم ، امیدوارم که حالشو ببرید.چون مطلب زیاده اگه غلط تایپی زیاد دارم یا جمله بندی هام نامفهومه عذر میخوام. امیدوارم کامنت هاتون هم ویژه و نوروزی باشه ، اون هایی که زیاد این جا رو نمیخوندن اگه این پست رو میخونن دوست داشته باشن و اون هایی که که میان و میخونن ولی کامنت نمیدن این دفعه کامنت بدن لطفا


فصل اول   سال نوشت شخصی

  • همون طور که شاهد بودید امسال هم مثل پارسال اسمم برای عمره دانشجویی در نیامد و باید تا سال دیگه صبر کنم تا زیر پام علف سبز شه. البته اگه خدا قسمت کنه و سعادت داشته باشم ، امسال ان شاءالله برای عید میرم مشهد پابوس آقا. وقتی به این موضوع فکر می کنم یاد آهنگ محسن چاوشی می افتم:

تو دل یه مزرعه , یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره ، پابوس امام رضا
اما هی فکر کی کنه ، اون جا جای کفتراس
آخه من کجا برم؟؟ یه بیبا که روسیاس!!! (به عکس روبرو مراجعه شود)
من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترا ، با چه رویی بپرم؟؟؟ ...وقس علی هذا

  • میدونید چیه؟ امسال بدجور به پیسی خوردم ، طی یه اشتباه فاحش شبکه امو حذف کردم ، یعنی راستشو بخواید من این ترم بدون این که چارت درسامو نگا کنم انتخاب واحد کردم و گند زدم وگرنه هیچ وقت همچین حماقتی نمیکردم، چون با حذف شبکه ترم دیگه 10 واحدم بلوکه میشه و ترم دیگه واحد برام نمیمونه که بگیرم ، و  در حالی از بقیه عقب میفتم که درس بی ربطی مثل برنامه ریزی استراتژیک که پیش نیاز هیچ درسی نیست رو این ترم گرفتم.
  • و اما معضلی به نام پوروطن: نمیدونم چی شد که حماقت کردم و علیرغم توصیه اکثر دوستان سال بالایی، الگوریتمو با پوروطن گرفتم. 19 تا تمرین برای عید باید انجام بدم ، در حالی که حتی صورتش هم نمی فهمم.
  • بعضی وقتا فکر می کنم باید یه دوره برم نهضت سوادآموزی سوم تا پنجم ابتدایی رو دوباره بگذرونم: هنوز ضرب و تقسیم بلد نیستم ، سر امتحان مبانی دیجیتال هر چی نمره از دست دادم از ضرب و تقسیم بود ، امروز هم که تمرین های اقتصاد جوابش آمد از 20 نمره یکیشونو 7 شدم یکیشون هم 4.در حالی که تمام سوال ها رو حل کرده بودم و راه حلش هم درست بود. فقط مشکل این بود که TA اقتصاد فقط به جواب های آخر نمره میداد.


فصل دوم  سال نوشت دانشکده ای

  • امسال اتفاقات جالبی تو دانشکده افتاد ، یکی از مهم ترین این اتفاقات به نظر من بچه های ورودی 85 بودن که بچه های فعالی به نظر میرسن و بعد از 83 و 84 یهای بی بخار ان شاءالله یه حالی به دانشکده میدن.
  • اتفاق جالب دیگه ، برگزاری انتخابات شورای صنفی روی کار اومدن اجباری شورای محافظه کار و IT گرا بود . همون طور که میدونید از 7 نفر بچه های شورای صنفی امسال ، 5 نفر 84ی و دو نفر 83ی هستن ، و هم چنین 6 نفر IT و فقط یک نفر کامپیوتری در شورای امسال حضور دارن.
  • طی جلسه ای که امسال با رئیس دانشکده داشتیم ، ایشون شورای IT گرا رو- به دلیل این که رویکردهاشون با نسل امروز متوافت بود -  مورد عنایت دادن و در جواب نونوجیگرطلا - دبیر شورای صنفی دانشکده - که پیش نهاد داد که به خاطر این که بچه های IT  فعال تر از کامپیوتر هستن اسم دانشکده به دانشکده مهندسی فناوری اطلاعات و کامپیوتر تغییر کنه گفت: « درس هایی که در این دانشکده به شما ارائه میشه هیچ شباهتی به سرفصل های تدریس شده در دنیا برای IT نداره ، البته درس های جالبی میخونید ها ... خیلی به دردتون میخوره ، ولی مهندس IT نیستید.» در این هنگام اوقات بر امت صنف بسی خوش گشت و بسیار نشاط رفت و صنفیان وی را نماز برده و از سر شوق اشک ها ریختند و نعره ها زدند.
  • بعد از این اتفاق دکتر پورمظفری ما رو احضار کردن که برامون سخنرانی کنن. که به نکات بسیار مهمی در این جلسه اشاره شد. ایشون به ما قول دادن که امکاناتی بس خفن در اختیار بچه های دانشکده قرار بدن از جمله سالن مطالعه جداگانه برای دانشجویان ارشد و کارشناسی ، تخصیص اتاق استراحت ، اتاق بحث و گفت و گوی علمی ، اتاق بحث و گفت و گوی فرهنگی ، اتاق بحث و گفت و گوی سیاسی ، تالار ویژه مباحث خاله زنکی ، سالن مخصوص عربده کشی و پرتاب موشک های کاغذی، تخصیص سایت شبانه روزی به همراه 200 کامپیوتر مدل بالا با سرعت اینترنت سرسام آور و پوشش Wireless منطقه ای ، خریداری چاپگر صنعتی چند ده میلیون تومانی برای سایت دانشکده ، خریداری LCD های غول آسا برای راهرو و سایت به جهت زیباسازی دانشکده و ایجاد جاذبه ای توریستی ، تخصیص یک LAPTOP به هر دانشجو و ... در اختیار ما قرار بدن ، من یه سوال این جا برام پیش اومد که وقتی مسئول های دانشکده این قدر به فکر دانشجو ها هستن و فقط با یه لب تر کردن این همه امکانات در اختیارشون قرار میدن چقدر این شوراهای صنفی گذشته ناتوان بودن که نتونستن حتی لب تر کنن که از نعمات دنیوی بچه های دانشکده رو بی نیاز کنن.
  • بچه های انجمن بعد از این که نتونستن به فعالیت ادامه بدن و آخرین تلاش هاشون هم برای بقا در عرصه دانشکده بی نتیجه موند ، هجوم آوردن به شورای صنفی دانشگاه تا فعالیت های سیاسی شون رو از طریق شورای صنفی پی گیری کنن ، روزی که به همراه بچه ها در اولین جلسه شورای دانشگاه حاضر شدیم ، شاهد بودیم که بسیاری از افرادی که امسال قصد حضور در شورای مرکزی دانشگاه رو دارن و به خصوص اصرار زیادی به عضویت در هیئت رئیسه و تصدی پست دبیری رو دارن از فعالان سابق انجمن هستن.علاوه بر این تمام وقت جلسه اول به پی گیری مسائل انجمن ، این که شورای صنفی چه جوری میخواد از تشکل های سیاسی چپ دانشگاه حمایت کنه ، و ... گذشت. ما هم در شورای صنفی هم درسته که تا حدودی - تاکید می کنم تا حدودی - جهت گیری فکریمون همسو با تشکل های چپ دانشگاه هست ، اما به خاطر این که بتونیم فعالیت هامون رو روی دانشکده متمرکز کنیم ، و با توجه به این که ما نماینده تمام بچه های دانشکده هستیم نه یک قشر خاص ، تصمیم گرفتیم که در شورای دانشگاه شرکت فعال نداشته باشیم ، در انتخابات هیئت رییسه کاندیدا ندیم ، و سعی کنیم بیش تر مسائل صنفی رو مورد توجه قرار بدیم تا مسائل سیاسی.
  • به همین صورت ما تصمیم داریم امسال 4 روز ببریمتون شیراز .... ، به همین خیال باشید.... ، میبریمتون شیراز.....


فصل سوم    برای این آب و خاک

  • اون چیزی که طی یک سال گذشته اتفاق افتاد گویای حرکت سریع به سمت نابودی تمام دستاورد های سال های گذشته بود. اون قسمتی اش که بیش تر از همه به چشم ما میومد بگیر و ببند هایی بود که نه تنها با تضادها بلکه با کم ترین اصطکاک هایی که با رویکردهای دولت - که امروز با حاکمیت یکدست شده و از حمایت همه جانبه و بی چون چرا برخورداره- به بد ترین شکل یرخورد می کنه. امروز شاهدیم که اون قداست بی اساسی که برای حاکمیت قائل میشدند و هرگونه نقدی که نسبت به اون مطرح میشد به شدت توسط مقامات و مردم تندرو سرکوب می شد، امروز نه تنها شدت پیدا کرده بلکه به دستگاه های اجرایی هم سرایت کرده. نکته جالب اینه که امروز حتی برای شعارهای دولت هم حرمت خاصی قائل میشن ، و هر کسی که به عنوان مثال سیاست های هسته ای رو مورد بحث قرار بده لقب کارشکن و خائن و مزدور میگیره و تضاد با سیاست های هسته ای به مانند تخاصم با اصول اسلام تلقی میشه. ممکنه در نگاه اول این حرف ها مسخره و غیر واقعی به نظر برسه اما اتفاقیه که در عمل داره انجام میشه.
  • تعصب نشون دادن های بی دلیل نسبت به اقدامات انجام شده  توسط دستگاه های اجرایی ، حمایت های کورکورانه صدا و سیما و و سایر رسانه های وابسته به حکومت از عملکرد های دولت نهم از جمله عدم انعکاس و کوچک جلوه دادن تهدیدات خارجی و معضلات داخلی ایران ، محدودیت های بی سابقه اعمال شده بر مطبوعات ، همچون توقیف معتبرترین رسانه های خبری داخلی مثل شرق و بازتاب ، برخورد شدید باتشکل های دانشجویی منتقد ، مقابله با ارتقا سطح آگاهی عمومی مثل محدودیت دسترسی به اینترنت سریع، تشدید بی سابقه فیلترینگ که امروز حتی روی معتبر سایت های خبری دنیا ، جمع آوری ماهواره ها و ... همه از اقداماتی بود که در جهت یاری رساندن به دولت فعلی برای از میان بردن هر گونه مقاومت در برابر عملکردهای افراطیش بوده. 

  • شاهد بودیم که در سالی که به نام پیامبر مزین شده بود ، بیش ترین بی حرمتی ها به نسبت به اصول و ارزش های اعتقادی های این مردم روا داشته شد ، اتفاقاقی که امسال شاهدش بودیم نه تنها در سال های اول دولت خاتمی که مطبوعات ایران در آزادترین شرایط نسبت به سال های بعد از انقلاب قرار داشتن به این سطح فجیع رخ نداد، بلکه زمان پهلوی هم همچین اهانت هایی ، اون هم از طرف یه دستگاه های بلند پایه کشور و در جایگاه های رسمی خیلی جرئت می خواست ، و این اقدامات در ابعاد خیلی کوچیک تر از اتفاقی که امسال افتاد ،  اون زمان با شدیدترین واکنش ها از سوی قشر مذهبی همراه بود ، اما امروز ما میبینیم که افرادی که به ظاهر ادعای دفاع از ارزش های اسلامی رو دارن ، به راحتی به خاطر منافعشون روی این موضوع سرپوش میزارن ، حتی مجتهدین و مراجع تقلید هم میبینیم که به شدت نسبت به رفتار های دولت انتقاد دارن و الانه که اون موضوعی که تحت عنوان عوام فریبی ، استفاده ابزاری از دین ، و سو استفاده از اعتقادات مردم ازش یاد میشه مصداق پیدا می کنه و میبینیم که اون جوک معروف که : از بسیجیه می پرسن میدونی خدا کیه ؟ جواب میده نماینده ولی فقیه در کائنات ، زیاد هم غیر منصفانه و اغراق آمیز نیست.        
  • و اما امسال چند تا اتفاق خوب افتاد : باحال ترینش شکست سنگین حامیان دولت - علیرغم تمامی تخلفات آشکار و گزارش شده ، مثل باطل شدن بی دلیل صندوق ها در برخی حوزه  ، گم شدن صندوق های چند حوزه و پیدا شدن اون در یک مکان دیگه در حالی که رای اصلاح طلبان در اون صفر گزارش میشد- در انتخابات شورای شهر بود ، البته عمق این شکست در شهرستان ها بیش تر به چشم میخورد.
  • اتفاق دوست داشتنی دیگه ، این بود که میزان مشارکت مردم نسبت به 27 خرداد ، رشد خوبی داشت ، باید می فهمیدیم که در طول تاریخ هیچ ملتی با سکوت و بی تفاوتی هیچی گیرشون نیومده ، و این کم ترین کاری بود که میشد انجام داد. و همین موضوع باعث شد که اصلاح طلبا علیرغم تمام ضعف و انتقاد های به حقی که بهشون وارده بتونن نتایج شایسته ای بگیرن ، که این وسط حزب نوپای حاج آقا کروبی (اعتماد ملی) ، که با قدام به تاسیس شبکه ماهواره ای صبا - که هیچ وقت برنامه ای پخش نکرد - و با انتشار روزنامه اعتماد ملی که بعد از تعطیلی شرق خیلی مورد توجه قرار گرفت،  حداقل در بعد افزایش آگاهی جامعه بیشتر از دیگران به چشم اومد و رویکرد خاصی که در اطلاع رسانی  خاصی که در بیان مطالب داشت ، انتقاد های سنگین در عین میانه روی ، باعث شده که بتونه به طور مداوم در این شرایط خفقان ادامه فعالیت بده و فکر می کنم بسیار مفید تر و ارزشمند تر از رویکردهای افراطی گروه های دیگه ای مثل مشارکتی ها باشه که به جز تعطیلی اکثر روزنامه هاشون درچندماه یا کم تر و ایجاد تنش بین گروه های اصلاح طلب در زمان قدرت و در نهایت تخریب چهره شون در نظر مردم ، کار دیگه ای نکردن ، و در زمان انتخابات ریاست جمهوری که دیگه ضعف آشکار در تبلیغات و فعالیت هاشون بر کسی پوشیده نبود.
  • و باعث افتخاره که بعد از گذشت یک سال و نیم از روی کار اومدن دولت مهرورزی ، امسال پلی تکنیکی ها اولین گروهی بودن که رسما اعتراض و مخالفتشون رو نسبت به سیاست های دولت اعلام کردن ، واقعا روز خاطره انگیزی بود.


و اما جدا از این بحث ها:

  • بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در حالی امسال برگزار شد که مثل سال های گذشته شاهد کاهش تمایل گارگردان های مطرح ایران برای شرکت در این جشنواره بودیم ، و جدا از این بحث ها  سطح فنی برگزاری جشنواره به هیچ وجه در حد و اندازه یک جشنواره بین المللی که مهم ترین رویداد سینمایی ایران - با نزدیک 110 سال سابقه سینما - تلقی میشه نبود ، متاسفانه علیرغم کاهش اقبال مردم برای تماشای فیلم های جشنواره ، هنوز شاهد ازدحام و درگیری های وحشیانه جلوی در سینما برای تماشای فیلم های پرطرفدار بودیم که از بی درایتی مدیران  جشنواره و سینماها حکایت میکنه ، این در حالی بود که دوربین های خبرگزاری های خارجی در حال ثبت این لحظات بودن که انعکاس خیلی نامناسبی داشت.
  • نکته باحال دیگه سیمرغ های بازیگری بود : بهترین بازیگر نقش اول مرد: بهرام رادان به خاطر فیلم سنتوری بود ، که نقش یه نوازنده و خواننده رو بازی می کرد ، که به خاطر اینکه اجازه فعالیت بهش داده نشده بود ، به اعتیاد رو آورده بود و بیش ترین بخش فیلم به هنرنمایی رادان در بازی در نقش  آدم خمار اختصاص داشت.... بهترین بازیگر نقش اول زن : باران کوثری به خاطر فیلم خون بازی ( و روز سوم ) ، که نقش اون در فیلم خون بازی یه دختر جوون معتاد بود که نامزدش ( که بهرام رادان نقششو بازی میکرد ) خارج از کشور بود و داشت به ایران بر میگشت و در عین حال از اعتیاد نامزدش خبر نداشت .... و دختره سعی داشت در کم تر از یک ماه اعتیادش رو کنار بزاره و درخشش باران کوثری هم به خاطر بازی خیلی خوبش در نقش آدم خمار بود.
  • بهتون پیش نهاد می کنم فیلم خون بازی رو امسال عید در تهران به نمایش در میاد حتما ببینید.

 


 

فصل چهارم    BiBa News

اخبار خوابگاه

 

قیام خونین 423
قلب تپنده جنبش خوابگاهی

 

  • طبق گزارش خبرنگار BiBa News طی روزهای گذشته درگیری هایی در اتاق 423 که بر ضد سیاست های قدرت طلبانه و پوپولیستی دیکتاتور بزرگ اتاق انجام گرفت .
  • گزارش ها حاکی است که این درگیری ها پس از به قدرت رسیدن فرقه رایحه خوش خاله - مورد حمایت طیف پوچ گرا - به ریاست ایمان آغاز شد.
  • به دنبال این درگیری ها ، تعدادی لمپن نما که به گزارش سایر خبرگزاری ها از خوابگاه های نجات اللهی و یاوری به این محل منتقل شده بودند ، اقدام به ایجاد تشنج نموده و حمایت خود را سیاست های خاله اعلام کردند.
  • ساعاتی بعد ، خاله طی سخنرانی که در صحن اصلی طبقه 4 انجام گرفت حاکمیت فعلی اتاق 423  دموکرات ترین ، آزاداندیش ترین و مردمی ترین حاکمیت طول تاریخ 423 خواند و گفت : اون هایی که در اعتراض به سیاست های مردم گرایانه من داد و فریاد می کنند بدانند که خاله بر مواضع خود پایدار ایستاده و با فریاد های عده ای خوابگاهی نما از صحنه خارج نخواهد شد.
    این در حالی است که خاله چند روز قبل ، طی حرکتی غیر منتظره ، اقدام به برداشت های هنگفت از حساب ذخیره دمپایی نمود و تعداد 4 جفت دمپایی را به حجم دمپایی های در گردش طبقه اضافه کرد ، طبق نظر کارشناسان ، این اقدام در راستای سیاست های عوام فریبانه رایحه خوش خاله ، و به منظور جلب حمایت توده ساکنین طبقه 4 درجریان شورش هایی که احتمال می رفت در اتاق رخ دهد انجام گرفته است.
  • میلاد ، دبیر کل کمیسیون مادی گرای اتاق 423 ، طی گفت و گو با خبرنگار BiBa News اظهار داشت: اقدام انجام شده توسط دستگاه های اجرایی 423 ، علیرغم این که در کوتاه مدت سبب تسهیل در رفت و آمد و حصول رضایت موقت در ساکنین طبقه می گردد ، در بلند مدت سبب کاهش تقاضای دمپایی ، کاهش ارزش آن ، و در نهایت خروج دمپایی از طبقه از با قیمت های ناچیز به سایر طبقات ، و بروز پدیده قاچاق دمپایی خواهد شد ، و این مغایر با سیاست های چشم انداز 5 ترمه اتاق می باشد.
  • بیبا ، دبیر طیف ملی گرای اتاق نیز در گفت و گو با خبرنگار ما گفت : ملت آگاه گلشن دیگر فریب دیکتاتور ها را نخواهد خورد ، و در طول تاریخ نیز با این اقدامات شدیدا برخورد کرده و تمامیت خواهان را بر سر جای خود نشانده است.
  • خبرنگار BiBa News پس از ساعت ها تلاش موفق به گفت و گو با ایمان ، ریاست فرقه رایحه خوش خاله شد. وی در پاسخ به سوال خبرنگار ما در باب تاسیس سازمان مخوف ساوادک - سازمان امنیت و اطلاعات دانشکده کامپیوتر - گفت : اون هایی که سنگ بیگانه رو به سینه می زنند ، اون هایی که از خوابگاه نجات خط میگیرن بدونن که خاله در راه تحقق سیاست های پوچ گرایانه از شورش و حتی تبعید به اتاق 4-0 هم هراسی ندارد ، این اظهار در پی تهدید ائتلاف ملی گرا و واپس گرای اتاق مبنی بر تبعید خاله به اتاق یک نفره 4-۰ در صورت پافشاری بر سیاست ها انجام شد.
  • وی افزود: بعضی ها هستن .... سراغ مافیای دمپایی میریم ، صداشون در میاد ، سراغ نمره ریاضی مهندسی محمد میریم ، صداشون در میاد ، سراغ اختلاس های چندهزار تومانی از شارژ اتاق میریم ، صداشون در میاد ، سراغ رفت و آمد های مشکوک بهزاد به دانشگاه شریف میریم .. صداشون در میاد... آخه ما باید بدونیم ، شما چا کاره هستید ؟ چی میخواید؟ هر جا ما میخوایم اقدامی انجام بدیم یه عده دادشون میره هوا ، میگن خاله با ملی گرایی مشکل داره ...با چشم انداز 5 ترمه مخالفه.... من.... از همین جا..... اعلام میکنم .... خاله .....با این کارهایی که تو اتاق انجام میشود مخالف است و با آن مقابله خواهد کرد...

طبق گزارش خبرگزاری BiBa News درگیری ها در اتاق 423 هم چنان ادامه دارد....

 

 

 

مفسد مالی 423 متواری شد

 

  • طی شایعاتی که ساعاتی قبل منتشر شد ، متهم ردیف اول اختلاس چند هزار تومانی از شارژ اتاق ، در حالی که دیروز در توچال رویت شده بود ، امروز از اعتماد ماموران امنیتی اتاق سو استفاده کرده و متواری شد ، گزارشات حاکی از سفر جند روزه وی به اراک می باشد در حالی که برخی شایعات نیز گویای خروج وی از کشور از طریق مرز کردستان می باشد.
    مشروح خبر فرار وی متعاقبا اعلام خواهد شد.

فصل پایانی

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 

تو این روزای قشنگ که طبیعت از گرمای لطف تو دگرگون میشه، دیده ها و قلب های ما رو با محبت خودت دگرگون کن تا اون جوری که میخوای باشیم ، تا دیگران رو دوست داشته باشیم همون طور که تو مارو دوست داری و صاف و یکرنگ باشیم مثل وجود پاک و بی همتای خودت.

 

یا مدبر اللیل و النهار

 

 آدمای دوست داشتنی این سرزمین رو تو سالی که پیش رو داریم از خشم خودت حفظ کن و بهمون کمک کن تا از پس جبران کوتاهی های خودمون بر بیایم و احساس ناتوانی نکنیم.

 

یا محول الحول و الاحوال

 

سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیدی مگر این که خودشون سرنوشنشونو تغییر بدن ، ما رو از خواب غفلت و بی تفاوتی و رکود بیدار کن تا خودمونو ببینیم و بشناسیم .... و سرنوشتمونو تغییر بدیم.... اون جوری که باید باشیم...

 

و ای زیباترین .... ای پاک ترین ....و ای مهربان ترین...

 

حول حالنا الی احسن الحال

 


دوستان عزیز

امیدوارم تعطیلات بهتون خوش بگذره ، نوروزتون شاد تر از هر سال ، و هفت سینتونتون رنگین تر و قشنگ تر از همیشه باشه ، مواظب خودتون باشید ، ما رو هم لحظه تحویل سال فراموش نکنید...التماس دعا....کامنت هم یادتون نره


عید همگیتون مبارک باشه... به امید دیدار....

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط بی با  | 

پس از شش ماه توقیف به زودی

را دوباره خواهیم دید.


ویژه نوشت نوروزی

جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک

به زودی....

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط بی با  | 
  • قبل از هر چیز یه مطلب دزدی از وبلاگ بیژن براتون می زنم که زیاد هم جدید نیست ولی چون خیلی باش حال کردم گفتم اینجا هم بزنم:
Patch جدید MSDOS به بازار آمد. این Patch تغییراتی را در مجموعه دستورات DOS اعمال می کند که بعضی از آنها در اینجا ذکر می گردند:

دستور Move: با استفاده از این دستور می توانید کامپیوتر خود را جابجا کنید.
دستور DIR: اگر دیرتان شده بود از دستور DIR استفاده کنید.
دستور HORMAT: با استفاده از این دستور، Dos حرمت شما را نگه می دارد.
دستور FCKDSK: هارددیسک شما توسط این دستور به اف می رود. همچنین FCKDSK /Q این عمل را سریعتر انجام می دهد. و FCKDSK /DOG باعث می شود هارد شما در حین این عمل، صدای سگ دهد.
دستور Parse: با اجرای این دستور، سیستم پارس می کند.
دستور Copy naCon: شما می توانید هر فایلی را توسط این دستور کپی نکنید.
دستور HUSHNG: با استفاده از این دستور، کلاً هوشنگ می شود.
دستور DEL: با اجرای دستور DEL، می توانید حکم را دل کنید.
  • امروز یا یکی از بر و بچز داشتیم راجع به زبان ماشین که ترم سه ارائه شده بود بحث می کردیم.برای من یکی حداقل زبان ماشین یکی از بهترین درس هایی بود که در طول این چهار ترم سر کلاسش رفتم.اتفاقا همین امروز قبل از کلاس اقتصاد ( که بعدش فهمیدم تشکیل نشده ) میرزابابایی رو دیدم که داشت از پله ها میامد پایین ، سلام کردم و ازش پرسیدم که چرا دیگه درس ارائه نمیده؟؟ خیلی برام جالب بود ، اصلا انگار نه انگار که اون استاده و من شاگرد ، این قدر صمیمی شروع کرده بود باهام صحبت کردن و درد دل کردن از مسئول های دانشکده کامپیوتر این جا و دانشگاه تهران و یه جوری دستشو گذاشته بود رو شونه ام که انگاری چند سالیه باهام رفیقه ، خلاصه تا در حافظ با هم رفتیم و بعدش خداحافظی کرد و من برگشتم دانشکده ، آدم خیلی دلش میسوزه ، درس با اون حجم وحشتناکو به این قشنگی و کاملی درس دادن واقعا مرام میخواد ، خداییش نگاه کنیم بقیه استادا اکثرا یا از سرفصل کم میزارن یا اگه هم بخوان کامل درس بدن این قدر سرسری مطلبو میگن که همه مون شب امتحان باید با کشف و شهود درسو متوجه بشیم. اون وقت ما این همه استاد به این خوبی رو اذیت کردیم ، از اون یه جلسه ای که به خاطر بی شعوری یه استاد دیگه که امتحانشو دقیقا انداخته بود صبح امتحان یه درس سرویس بیخودی کلاسو دودر کردیم که کلی ناراحت شد ، اون هم از اون افتضاح جلو افتادن امتحان میان ترم که نهایتا منجر به پاک شدن Z استاد و چند تا دیگه از بچه ها و .... شد. اون وقت از یه طرف دیگه مدام در حال چاپلوسی بعضی استادهای دیگه ایم که حتی مسئله های کتاب خودشونو نمیتونن حل کنن و کل 32 جلسه کلاسو چرت و پرت میگن آخرش هم ..... چی بگم؟؟ یه همچین آدمایی به خاطر نفوذشون باید هر ترم بهشون درش بدن، یه استاد خوب هم که پیدا شده این جا دیگه بهش درس نمیدن ، دانشگاه تهران هم کارگاه کامپیوتر ورودی های جدیدو میگه ، لازم به ذکره که یکی از دوستام که نرم افزار تهران میخونه و ترم سه اسمبلی داشته خیلی از استادش می نالیده...خداییش نامردیه....همه اش رابطه.... دروغ میگم؟؟؟
  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط بی با  | 

پس از انتشار تمبر يادبود انرژي صلح‌آميز هسته‌اي نوبت به چاپ اسكناس‌هاي 50 هزار ريالي با آرم انرژي هسته‌اي رسيد. دبيرخانه شوراي اطلا‌ع‌رساني دولت اعلا‌م كرد: چاپ اين اسكناس به پيشنهاد رئيس‌كل بانك مركزي و تصويب وزير امور اقتصادي و دارايي صورت گرفت. اين اسكناس 5 هزار توماني كه درشت‌ترين اسكناس رايج در كشور پس از 2 هزار توماني خواهد شد، نارنجي‌رنگ خواهد بود ، در ابعاد 166 در ‌‌79 ميلي‌متر كه يك ميلي‌متر در عرض و سه ميلي‌متر در طول از اسكناس‌هاي ‌‌20 هزار ريالي بزرگ‌تر است.

پشت اسكناس نقشه ايران به تصوير كشيده شده است كه‌ در ميان آن، آرم انرژي هسته‌اي و نيز روايتي از حضرت رسول اكرم‌(ص) كه <دانش اگر در ثريا هم باشد، مرداني از فارس به آن دست خواهند يافت>، به چشم مي‌خورد. در پايين نقشه ايران نيز <خليج فارس> نقش بسته است. طرح اين اسكناس از ميان‌‌ 50 تا‌‌ 60 طرح انتخاب شده و رئيس‌كل بانك مركزي سه تا چهار طرح را انتخاب و به وزير اقتصاد ارائه كرد. وزير اقتصاد نيز يك طرح را برگزيد و با امضاي رئيس‌كل بانك مركزي و وزير اقتصاد طرح نهايي اسكناس‌‌هاي‌‌ 50 هزار ريالي مجوز چاپ و انتشار گرفت. روي اين اسكناس طبق قانون حفظ ياد و آثار حضرت امام‌(ره)، مزين به تصوير ايشان است كه به صورت پرتره‌اي برجسته چاپ شده است. نخ ايمني اين اسكناس براي اولين بار داراي عرض‌‌ 2/5 ميلي‌متر است كه رنگ آن تلالو خاصي دارد و روي آن آرم بانك مركزي و عدد‌‌ 50 هزار ريال به صورت لا‌تين نقش بسته است.

در بخش سفيد اسكناس نيز تصوير امام(ره) و مبلغ اسمي‌‌ 50 هزار ريال به صورت <واتر مارك> چاپ شده است. در طرح <ديد از داخل> كه عدد يا شكلي را به صورت مكمل در دو طرف اسكناس به تصوير مي‌كشد، عدد ‌50 هزار ريال در پشت و روي اسكناس گنجانده شده كه يكي از نكات ايمني اين اسكناس است.

  نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط بی با  | 

تحولی شگرف در صنعت وبلاگ نویسی دانشکده ای

دو وبلاگ جدید ، خواندني و جنجالی

از IT MAN دوست داشتنی دانشكده.........

وحید طباطبایی

با وبلاگ جديد

اون يه نفر

 

و.....

 

کامپیوتری هميشه مرموز ، همشهری عزیز خودم

ایمان ملول

با وبلاگ جديد

چيز نويسي!!!!


هشدار!!!

وبلاگ بیبا به نمایندگی از خبرگزاری BiBa News ضمن تبريك به اين دو دوست عزيز به مناسبت ورود به جامعه وبلاگ نويسي و آرزوي موفقيت ، اعلام میدارد که علیرغم دوستی نزدیک میان اینجانب و آقای ملول و هم اتاقی بودن بنده با شخص فوق الذکر ، اين دو وبلاگ به صورت كاملا مستقل فعاليت كرده و با توجه يه رويكرد متفاوت و راديكال وبلاگ چيزنويسي و هم چنين تاسيس قريب الوقوع سازمان مخوف ساوادك - سازمان امنيت و اطلاعات دانشكده كامپيوتر -  توسط شخص ايمان ملول ، اين وبلاگ هيچ گونه مسئوليتي در قبال مطالب نوشته شده در وبلاگ مذكور نخواهد داشت ، وبلاگ بيبا هم چنين هر گونه شبهه اي مبني بر انتشار مطالب حذف شده و يا انتشار كامل مطالب سانسور شده BiBa News را در وبلاگ چيزنويسي قويا و شديدا تكذيب نموده و مسئوليت كليه مطالب منتشره را متوجه شخص نويسنده وبلاگ مي داند.

  نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط بی با  | 

۸ اسفند .... ساعت ۹ صبح .... پوروطن نیامده .... تا ۶ ساعت دیگه معلوم میشه بالاخره اوس کریم ما رو لایق میدونه امسال برسیم خدمتشون یا نه....

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط بی با  | 
  • دیروز صدای اولین ترقه رو تو خیابون شنیدم که مژده نوروز میداد ، چه حالی میده
  • برای دومین بار برا عمره دانشجویی ثبت نام کردم ، دعا کنید اسمم در آد خیلی احتیاج دارم
  • و اما موضوع اصلی پست امروز:

تو این ۹ ماهی که در خدمتتون بودم و بعضی از بچه های دانشکده لطف میکردن و میومدن این جا سر میزدن و با معرفت هاش هم کامنت میدادن همیشه سعی کردم طوری بنویسم که به کسی بر نخوره ، یعنی از اول هم قرارم این بوده که بیش تر در مورد خودم و دانشکده بنویسم و گهگاهی هم گریزی به بقیه موضوعات بزنم ، و طوری بنویسم که به هیچ شخص یا تفکر و یا سلیقه ای خدای نکرده توهینی نشه. خدا شاهده هر بار خواستم اسم کسی رو تو این بلاگ بیارم یا درباره اش غیر مستقیم بنویسم ، هم قبلش ازش اجازه گرفتم ، و هم بعد از این که مطلبی نوشتم اول از همه نشون خودش دادم که اگه ناراضیه مطلبم رو حذف و یا سانسور کنم ، پست های زیادی رو بعد از چند ساعت با وجودی که از نظر خودم موردی نداشت ولی تصور این می رفت که ممکنه به عده ای بر بخوره برداشتم ، حتی یه بار هم از بس که مجبور میشدم مطالبم رو ممیزی کنم ، تصمیم گرفتم دیگه ننویسم که بعدش پشیمون شدم و برگشتم.

دیروز یه پست جدید زدم ، که یه جوک قدیمی بود که با محوریت دو نفر از شخصیت های سیاسی بازسازی شده بود ، که فقط جنبه شوخی داشت و در زمان دولت گذشته هم حتی در محافل رسمی می دیدیم برای خنده گفته میشد.

اما میبینیم که متاسفانه بعضی دوستان تعصباتشون اجازه نمیده که حتی یه ذره باهاشون شوخی بشه، همون قشر از دوستان هم دانشکده ای که بارها تا به حال طی گوشه ها و کنایه هاشون به من ، و یا بعضی از دوستام که رفتار و عقایدشون مخالفشون بوده به بدترین شکل اهانت کردن. اصلا منظورم با شخص خاصی نیست ، اما من اصلا تصورش هم نمیکردم که این وبلاگ از این قشر هم خواننده داشته باشه ، چون تا به حال وبلاگم به کامنت هاشون مزین نشده بود ، وگرنه دامنه سانسور هامو وسعت بیش تری می بخشیدم. به هر حال من اون پست رو دو ساعت بعد حذف کردم.

  • و در آخر ، قابل توجه دوستانی که امروز به من گیر سه پیچ دادن و میگن بداخلاق شدم و ناراحت شدم و پاچه میگیرم و ... ، اگه فکر میکنید من ناراحتم ، آگاه باشید که هیچ ربطی به این موضوع نداره ، این اتفاقات این قدر عادیه که ارزش ناراحت شدن نداره ، یعنی از این برادرهای عزیز بیش تر از این انتظاری نمیره.

اگه بد حرف زدم عذر میخوام ، ولی نمیتونستم نگم

ارادتمند - بیبا سانسوری

  نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط بی با  | 

همیشه کارم این بوده که وقتی تو اتوبوس نشسته بودم و میخواستم بیام اراک ملتی که اطرافم نشسته بودن مثلا صندلی عقب یا جلو ، آهنگ های خوشگل میزاشتن که من دوسشون داشتم.... من هم دلم میخواست خوب ، چند تا کار میتونستم انجام بدم:

  •  اگه خودم بساط پلیرم به راه بود یه آهنگ دیگه میزاشتم ( که مسلما اون موقع تو حس اون آهنگ نبودم ) و سعی می کردم به خودم تلقین کنم که خیلی دارم با این آهنگ حال می کنم.
  • اگه طبق معمول یا باطری نداشتم یا گوشیم فیشش قطع بود یا پلیرم رو از پروژه ها و نرم افزار های اساتیدی چون پوروطن ، روحی ، و یا میرزابابایی - رضی الله عنهم - پر بود و آهنگ نداشتم سعی می کردم به زور خودم رو به منبع صدا نزدیک کنم و از آهنگ لذت ببرم.
  • اگه بساط موزیکم تعطیل بود و صدای آهنگ هم این قدر کم می بود که نمی تونستم گوش بدم مجبور میشدم کاپشنم رو بکشم رو سرم و تلاش کنم که خوابم ببره بلکه از این عذاب الیم رهایی پیدا کنم.

این بار هم مثل همیشه تو اتوبوس نشسته بودم...این دفعه خلوت بود صندلی بغلم خالی بود جون میداد واسه خواب ، من هم مچاله شده بودم بلکه رو این دو تا صندلی به زور جا بشم که بخوابم... کاپشنم هم کشیده بودم سرم مثل عمله های افغانی و داشتم خواب های مشوش میدیدم ... که باز هم صدای آهنگ شنیدم دقت کردم که ببینم چیه می گفت: سرگرمی تو ...شده بازی با این دل غمگین و خسته ام .....

وووووووووووووووووووو ..... آهنگ عهد عتیق رو از کجا آورده؟؟؟؟  ولی خوب دلم خواست.... حالا باید چی کار می کردم؟؟؟

اما این باز قضیه فرق می کرد: خدا خاله ایمانمو حفظ کنه ، شب قبل از این که بیام کل آلبوم های محسن چاوشیو برام ریخته بود .... باطری هم .... دو تا گذاشته بودم ۴۸ ساعت شارژ شده بودم.... گوشی هم که قربونش برم در روز پیش Creative اصل خریده بودم کیفیت میداد باقلوا .... همه چیز به طرز عجیبی حاضر و آماده بود ، کاپشنو از رو کله ام کشیده کنار دیدم نزدیک اراکم ....همون 10-15 کیلومتری که قبلا راجع بهش حرف زدم.... پلیرمو روشن کردم چند تا ترک جابجا کردم تا ته ولوم دادم و جاده رو تماشا کردم و کیف دنیا رو کردم...جاتون خیلی خالی گوش بدید:

سرگرمی تو .....

 شده بازی با این دل غمگین و خسته ام

یادت نمیاد .....

 اون همه قول و قرار هایی که با تو بسته ام

با این همه ظلم ......

تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشسته ام

نشکن دلمو ......

 به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری......

 نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری......

نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن .......

 دلم و آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری.......

 نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری.....

 نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز.....

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط بی با  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM