تبليغاتX
جوادترین کامپیوتری پلی تکنیک
ذره ای ناچیز از خس و خاشاک

خیلی وقته دلم میخواد یه پست بزنم حرف دلمو بگم، تا حالا سه بار اقدام به نوشتن پست جدید کردم اما دوباره پاکش کردم، چون امروز بعضی ها این قدر بی شرم و تنگ نظر شدن که بعید نیس حتی وبلاگ این حقیر که این روزا شاید روی هم 10 نفر بیننده هم نداشته باشه رو نتونن تحمل کنن، به هر حال من ترجیح میدم به زندگیم ادامه بدم، شاید اون زمانی برسه که بشه مفیدتر واقع شد،

اما به منظور این که لال از دنیا نرم، مطلبی رو میگم که همه ماها روزی حداقل 15 بار از همه رسانه های منتقد وضع فعلی، چه ایرانی چه خارجی میشنویم، از شما میخوام که کمکم کنین و به این تمرین جواب بدین:

تمرین: با توجه به گزاره های درست زیر، به سوال مطرح شده پاسخ دهید:

1- اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.

2- اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

3- اصل 32 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

4- اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.


با توجه به مسائل مطرح شده، به ویژه اصل 27 قانون اساسی، و با رجوع به عقل، منطق و وجدان خود، به این سوال پاسخ دهید که در اتفاقات اخیر که منجر به شهادت، جانبازی و یا مجروح شده شدن تعدادی زیادی از هموطنان معترض شده، بزرگ ترین قانون شکن را چه کسی میدانید؟ و چه کسی بیش از دیگران مستحق مواخذه و مجازات است؟ و چه مجازاتی را برای قانون شکن اصلی مناسب میدانید؟ (بحث در مورد دستگیری های مبهم اخیر، و شکنجه ها و اعتراف گیری های احتمالی را به آینده واگذار میکنیم)

راهنمایی: ممکن است بسیاری این شبهه را وارد کنند که آزادی ذکر شده در اصل 27 قانون اساسی می تواند به موجب قوانین مجلس و یا سایر قوانین، مشمول  محدودیت، تبصره و یا سازماندهی شود، در جواب به این سوال باید گفت که در چنین مواردی در متن قانون اساسی از الفاظی مثل (جزئیات آن را قانون مشخص می کند، مگر به موجب قانون) استفاده می کند که به عنوان مثال می توان به قوانین مربوط به آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، مصونیت شغلی و ... اشاره کرد، و عقلا می توان نتیجه گرفت که صراحت و قاطعیت اصل 27، صدور هیچگونه قانون و یا دستور ناقضی را مجاز نمی شمارد.

اگر از طریق فیس بوک این پست رو میخونین لطفا همینجا (در قسمت نظرات این پایین) کامنت بزارین!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط بی با | 
- شورای نگهبان قصد جدی داره که صحت انتخابات رو تأیید کنه،

- محسن رضایی هم کنار کشید،

- کشور داره توی خفقان و خشونت غرق میشه،

- موسوی و کروبی چند روزیه که سکوت کردن و نمیدونم چه برنامه ای برای آینده دارن،

- وزارت کشور آمار ریز تمام صندوق ها رو داد و کاندیداها - به خصوص رضایی که بیش تر از همه اصرار داشت که این آمار بهش ارائه بشه - هیچ واکنشی نشون ندادن.

- جنبش مردمی روز به روز داره تو این فضای امنیتی و نظامی و وحشت آور ساکت تر و بی رمق تر میشه.


این یعنی چی؟ باز هم باید در برابر ظلم سر فرو بیاریم و تسلیم شیم؟ پس تکلیف مردم چی میشه؟ کی میخواد جواب این همه خون ریخته شده رو بده؟ تو این فضای ناامیدی و بی حوصلگی به چه سمتی میخواین بریم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط بی با | 

هنوز یه هفته از روی کار اومدن دولت کودتا نگذشته، اما انگاری چند ماه گذشته، این روزهای سیاه و پر التهاب، هر ثانیه اش مثل پتک میخوره تو سر مردمی که در عزای هموطنای بی گناهشون که تو این چتد روز به شهادت رسیدن هستن.

تو این مدت خیلی چیزا عوض شده، تا یک ماه پیش خیلی ها دولت رو تنها مجموعه ای غیر کارشناس و ناکارامد میدونستن که مردم باید هزینه ندونم کاری هاشونو بپردازن، اما الان، پس از  تبلیغات انتخاباتی، و پس از نمایش شرم آوری که به اسم انتخابات اجرا کردن و بعد از اون رفتار های وحشیانه هوادارانش با مردم، امروز دروغگویی، نفاق و فساد احمدی نژاد و اطرافیانش برای همه ثابت شده.

به قول حاجیمون، کسی که امروز از احمدی نژاد حمایت کنه فقط دو حالت داره، یا خیلی نادونه، یا خائن!!

از دوشنبه عصر با پنج نا از بچه های خوابگاه، از ترس جونمون فرار کردیم و اومدیم خونه مون تا زمان امتحانا، هیچکی درس نمیخونه، و هر روز کار ما اینه که زنگ بزنیم به دوستامون و چک کنیم آیا بچه ها توی خوابگاه سالمن؟ کسی توی درگیری ها آسیبی ندیده؟

از امروز کشورمون وارد دوره جدیدی شده، معلوم نیست فردا چه اتفاقی میفته؟! معلوم نیست قراره چی به سرمون بیاد، و معلوم نیست که دولت کودتا (دولت مهروزی سابق) چه جوری میخواد از مردمی که بهش رای ندادن انتقام بگیره!

امروز همه عزاداریم، عزادار هموطنامون، عزادار استقلالمون، عزادار آزادی مون، عزادار جمهوریت نصفه و نیمه نظام، و عزادار اسلامی که اسمش توسط این گروه خائن و فاسد به گند کشیده شده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط بی با | 

علیرغم حضورم در ستاد کروبی، هنوز بر سر اینکه به کی رای بدم شک داشتم ...

 بحث و مجادله خیلی زیاد و دیدن برنامه های کاندیداها، و هم چنین حضور امروزم در بین هوادارهای موسوی در خیابون ولیعصر، باعث شده خیلی به فکر فرو برم ...

نظرسنجی ها و فضای عمومی جامعه، و هم چنین شاخ و شونه هایی که دولتی ها و شورای نگهبان میکشن، و عزم راسخشون برای دستبرد به آرای مردم، این مطلب رو به ذهن میاره که یا احمدی نژاد کار رو در دور اول تموم میکنه، و یا این که به همراه آقای میرحسین موسوی به دور دوم میره. احتمال پیروزی موسوی در دور اول و یا هر اتفاق دیگه به نظر بنده خیلی بعیده ...

تو این برنامه های تلویزیونی واقعا به موسوی علاقه مند شدم، خیلی از دوستام هم که طرفدار کروبی بودن و حتی مواضع خیلی تندی علیه موسوی میگرفتن تو این مدت، و به ویژه با دیدن مناظره ها، به موسوی علاقه مند شدن و بعضی هاشون هم رایشون از کروبی به موسوی تغییر پیدا کرد...

اصلاحات ساختاری کروبی، مثل اصلاح قانون اساسی به ویژه شفاف سازی اختیارات رهبری و شورای نگهبان، و آزادی رادیو ها و تلویزیون های خصوصی و حزبی و خیلی مسائل دیگه، در شرایط فعلی خیلی لازمه و در شرایط فعلی این کار از کسی جز کروبی - به خاطر سوابق کاریش و قدرت چونه زنی با مراکز اصلی قدرت - برنمیاد، با توجه به این که این شخصیت، آخرین سال های حضورش در سیاست ایران رو سپری میکنه، ای کاش شرایط به گونه ای بود که میشد امکان جضور چنین فردی در دولت بعدی فراهم بشه، چون این تحولات ساختاری واقعا لازمه ... اما متاسفانه به خاطر ضعف شدید تبلیغات این کاندیدا و ضعف شخصی خودش در اعلام برنامه ها و مواضع، احتمال میره از رای بسیار پایینی برخوردار باشه...

من شخصیت موسوی رو بیش تر از کروبی دوست دارم، و شانس بسیار بالاتری هم داره، با این وجود تصمیم نهایی من اینه که در روز جمعه این هفته، با وجود اطمینان تقریبی از شکست، به کروبی رای میدم، این رای برای من بیش تر حکم یک رای ارزشی و آرمانی رو داره و با توجه به شرایط موجود، این رای تهدیدی در راستای حضور مجدد احمدی نژاد محسوب نمیشه... ان شاءالله اگر دور بعدی با حضور موسوی در کار بود، تمام تلاشم رو برای پیروزی ایشون انجام خواهم داد ...

پ.ن 1: منتظر هستم که همین روزها برای حضور در کمیته صیانت از آراء باهام تماس بگیرن و وضعیت فعالیتم در این کمیته مشخص شه، در صورت حضورم در زمان شمارش آرای حوزه، شاید در نیمه شب جمعه بتونم  اولین آمار، هرچند خیلی کوچیک از نتیجه انتخابات در یک یا بیش تر از حوزه های تهران رو روی بلاگ بزارم شاید دوستان صفا کنن ....

پ.ن 2: امیدوارم اصلاح طلبان در این انتخابات پیروز باشن، و از صمیم قلب امیدوارم این شنبه یا شنبه آینده، همه با هم خروج احمدی نژاد و دوستانش رو از صحنه سیاست ایران جشن بگیریم ...

شاید این جمعه برود .... شاید ....

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 4:13 قبل از ظهر  توسط بی با | 

زنده باد اصلاحات

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط بی با | 

مستند اول شیخ اصلاحات، نقاط قوت و ضعف پررنگی داشت، کلا فیلم پررنگی بود، و همین موضوع باعث شد که حسابی جنحال برانگیز شه، و حداقل بین دوستای خودم ، طرفدارهای دو آتیشه این دو کاندیدا حسابی به جون هم افتادن!

من هم گفتم حالا که همه دارن داد و قال میکنن ، بد نیست نظرم رو در چند جمله درباره این برنامه بنویسم.

به نظر من این فیلم از نظر محتوا نسبت به برنامه سه کاندیدای دیگه، برنامه مفید و جالبی بود، معرفی شدن تیم همکار کروبی، کاری بود که باید در تبلیغات انجام میشد و این اتفاق هم افتاد، البته به نظر من میتونست  خیلی پررنگ تر باشه.

نقطه قوت دیگه هم بیان صریح مواضع کروبی بود، مسائلی مثل اصلاح قانون اساسی، راه اندازی تلویزیون های خصوصی و  مطرح شدن بحث اجباری بودن حجاب در ایران تا به حال توسط کسی به این صراحت، اون هم در صدا و سیما گفته نشده بود.

اما این برنامه نقاط ضعف قابل توجهی هم داشت:

اعلام برنامه های آینده دولت کروبی توسط اون خانوم گوینده، خیلی لوس و خسته کننده بود و چقدر بهتر میشد اگر این مطالب رو خود اعضای تیم کروبی مطرح میکردن!

یک موضوع دیگه هم که به نظر من مناسب نبود، به تمسخر گرفتن هاله نور بود. فکر میکنم تو این چهار سال این قدر تخریب و تمسخر مخالف ها رایج شده که بهتره اصلاح طلب ها این سنت رو ادامه ندن، فکر میکنم خیلی از مردم دیگه از این ادبیات خسته شدن....

اون اشک ریختن های کرباسچی هم مسئله ایه که هنوز برای من قابل حل نیست.

و  هم حدس میزنم که مطرح شدن بحث حجاب هم تو این برنامه، بیش تر میتونه تأثیر منفی داشته باشه تا مثبت، چرا که تجدید تظر در این قانون چیزی نیست که به هیچ عنوان تحت اختیار دولت باشه و مطرح شدن بحثش ممکنه باعث بدبینی بسیاری از طرفدارای مذهبی کروبی بشه.

به نظر حقیر، ضعف های این برنامه رو میشه بیش تر گردن افخمی انداخت تا کروبی ...

و در پایان، امیدوارم دوستان افراطی من از هر دو گروه، در مباحثاتشون تعقل و سعه صدر بیش تری به خرج بدن.

پ.ن: امروز آخرین روزی بود که به عنوان دانشجوی لیسانس سر کلاس رفتم، و این کلاس ها با جلسه آخر نرم ۲ دکتر عبدالله زاده به پایان رسید، بعد از سه بار برداشتن این درس، فقط و فقط یک چیز از این درس سه واحدی باد گرفتم:

RUP یک متدولوژی نیست، یک محصول است!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط بی با | 

شیخ اصلاحات

پ.ن: یکم بفهمی نفهمی شبیه دکتر کاردانه!!!

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط بی با | 
سبزی پلو با کوکو سبزی (!)

پ.ن: این پسر الیاس حضرتی هم خوشتیپه ها!! (قابل توجه ایمان) :دی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط بی با | 

دیروز اولین برنامه تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری ، از شبکه یک و با حضور میرحسین موسوی پخش شد!

این قدر تلویزیون از اعلام پخش این برنامه امتناع کرد که در نهایت مجبور شدیم با استفاده از اس ام اس همدیگه رو از وجود همچین برنامه ای مطلع کنیم!

من چون این مدت همه اش خوابگاه بودم نمیفهمیدم که وقتی مردم میگن که حال و هوای صدا و سیما انتخاباتی نیس یعنی چی؟

اما الان به وضوح برای من (و قطعا برای همه) مشخص شده که هدف حکومت و رسانه تحت امرش اینه که مشارکت در انتخابات حداقل باشه که هم دستبرد در آرای مردم ساده تر باشه، و هم این که آقای احمدی نژاد به راحتی بتونه نصف آرا رو به دست بیاره و بدون کوچکترین دغدغه ای در همون دور اول به ریاست جمهوری برسه!

موضوع دیگه اینه که تا اونجایی که یادمه افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری میشن بایستی از سمت قبلی خودشون استعفا بدن (ولو به طور موقت)! این موضوع در مورد افرادی هم که قبلا رئیس جمهور بودن صادقه و تا اونجایی که یادمه مثلا در مورد خاتمی، زمانی که نامزد انتخابات شد، وظایفش رو معاون اولش (که اگه اشتباه نکنم در اون دوره آقای دکتر حبیبی بود) انجام میداد! یکی از دلایل این کار اینه که حضور این اشخاص در رسانه ها به عنوان یک مسئول، باعث استفاده تبلیغاتی نشه!

اما شاهد بودیم که دیروز علیرغم این که صلاحیت کاندیداها اعلام شده بود رئیس جمهور به سفر استانی رفت، تلویزیون اون سفر رو به طور کامل پوشش داد و به مدت طولانی به پخش تصاویر مربوط به اون پرداخت، و مجری شبکه خبر با لحنی اغراق آمیزتر از گذشته، به مداحی و تمجید از رئیس جمهور پرداخت!

الان میفهمم چرا احمدی نژاد میگه من ستاد ندارم، چه ستادی فراگیرتر از رسانه به اصطلاح ملی؟!!!!

پ.ن ۱: راستی، دوم خرداد مبارک، به امید خلق دوم خردادی دیگر!

پ.ن ۲: دیشب به طور ناگهانی لپ تاپم ترکید و تمام فایل های پروژه ام روی هاردش بلوکه شد، یکی یه نرم افزار ‌Bootable به من معرفی کنه که هم USB رو بشناسه هم NTFS رو که بتونم فایل هامو روی یه فلش یا هارد اکسترنال بریزم و بعد از اون ریکاورش کنم ...

پ.ن ۳: این سایت ستاد میرحسین چرا بالا نمیاد؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط بی با | 

این پستو میخواستم جمعه بزنم اما به دلیل خواب آلودگی مفرط تا الان ترشی افتاد!

بالاخره آخرین اردوی ما هشتاد و چهاری ها هم تموم شد و چیزی که برامون مونده چندین گیگ عکس و ویدئوه با کلی خاطره خوب و بد!

بالاخره این همه بی احتیاطی و شیطنت کار دستمون داد. در آخرین ساعات، شکستن پای احمد بزرگ ترین ضدحال اردو بود که همه مونو واقعا ناراحت کرد، فردا با بچه ها میریم عیادتش، امیدوارم که حالش خیلی زود خوب بشه و مشکل جدی براش پیش نیاد.

پلیس، گشت ارشاد و مسئولین محل اسکان واقعا بچه های برگزار کننده اردو رو اذیت کردن، البته بعضی موارد بچه ها مقصر بودن مثل پریدن تو حوض ارگ، اما در بقیه موارد مشکلاتی که برامون پیش میومد واقعا بی ربط و شرم آور بود، تو این چند سال اینقدر فضای اجتماعی بسته شده که حتی اگر با هزار زحمت بشه برای یه برنامه تفریحی کاملا سالم دانشجویی مجوز گرفت، اما جاهای دیگه آدم به مشکل میخوره، فکر میکنم دانشگاه ما جزء معدود دانشگاه هایی باشه که هنوز این برنامه های تفریحی رو بدون مشکل جدی برگزار میکنه و به همین دلیل شهرهای توریستی ما انتظار پذیرش جمع های اینچنینی رو نداره و باش برخورد میکنه!

اما بچه های برگزارکننده اردو به بهترین شکل همه چیز رو کنترل کردن و با وجود این همه مشکل و حاشیه، نزاشتن کوچیکترین محدودیتی برای بچه ها ایجاد بشه، کاری که اگر شورای ما بود قطعا از پسش برنمیومد!

اما از همه جالب تر و مهم تر، ۸۴ یها بودن!

بعد از مدت ها جو سنگین بین بچه های ورودی ما، به ویژه رابطه خاکستری مایل به سیاه بین دخترها و پسرها، امسال در کمال تعجب شاهد بودیم که همه بچه های حاضر در اردو دور هم جمع شدیم، گفتیم و خندیدیم، ترین های 84ی رو انتخاب کردیم، جشن تولد گرفتیم، پانتومیم بازی کردیم، و بارها و بارها در یک کادر حاضر شدیم و عکس گرفتیم  (البته هنوز در بسیاری از موارد 84ی گری ها به قوت خودش باقی بود) آخرین باری که من همچین جمع صمیمی رو بین 84یها دیدم مربوط به جشن تولد خودم بود که اوایل ترم سوم گرفتم، یعنی بیشتر از دو سال و نیم پیش، (که البته حرف ها و حدیث های بعد از اون جشن باعث شد که بارها خودمو سرزنش کنم که ای کاش هیچ وقت این کارو نمیکردم) اما این بار ظاهرا قضیه فرق میکرد، این بار فکر نمیکنم کسی از این دقایقی که دور هم گذروندیم ناراضی باشه، همین دور هم بودن هاس که آدما رو به هم نزدیک میکنه، گو این که دیگه خیلی خیلی دیر شده و تا چند هفته دیگه باید از هم جدا بشیم، به من ثابت شد که آدما اگه بخوان میتونن حتی برای چند دقیقه هم که شده ناراحتی ها رو کناربزارن و دور هم خوشحال باشن، حتی اگه 84ی باشن!

پ.ن1: قبل از اردو در حالی که ساک به دست و خوشحال داشتم میومدم که سوار اتوبوس بشم، دکتر شجری خفتم کرد و گفت زودتر پروژه تو به جواب برسون و بیا نشونم بده و کلی حالمو گرفت، الان هم که اومدم و به کدم نگاه میکنم میبینم هیچی یادم نیست و احتمالا حسابی تو دردسر بیفتم.

پ.ن2: خیلی دوس داشتم تو این پست یکی از عکس های دسته جمعی 84یها رو به عنوان یادگاری اینجا بزارم، اما از اون جا که ما 84یها بالا بریم پایین بیایم هنوز هم 84ی هستیم، به منظور عدم تولید حاشیه بی خیال قضیه شدم.

پ.ن3: پریروز با نوید و محمدپیرنیا رفتیم دفتر ستاد کروبی برای عضویت، من با وجود این که در حال حاضر کروبی رو ترجیح میدم ، اما برای نمایش مخالفت با احمدی نژاد نوار سبز میرحسین رو به دستم میبندم، وقتی رفتیم اونجا و خواستم فرم عضویت رو پر کنم یهو دیدم که یادم رفته نوار رو در بیارم و الان ممکنه اینا فکر کنن که دارم مسخره شون میکنم، اینقدر هم گره شو سفت زده بودم که باز نمیشد. خلاصه در حالی که دستم زیر میز بود، به زور و هزار بدبختی نوارو از دستم بیرون کشیدم و گذاشتم تو جیبم، این آقاهه هم هاج و واج مونده بود که چرا به جای این که فرمو پر کنم یه ساعته دستام زیر میزه و دارم نگاش میکنم!

پ.ن4: آخه عزیز دلم ... پسرم ... گلم .... کی میتونه شیخ رو رد صلاحیت کنه؟ ها؟

پ.ن5: آخه آدم ناحسابی، تو که همه کارات مونده، 5 روز رفتی اردو، عضو گروه تئاتر هم شدی، عضو تیم اجرایی جشن فارغ التحصیلی هم هستی (البته هنوز کاری نکردم اما کارها به زودی شروع میشه) دیگه ستاد رفتنت چی بود؟ وقتی پروژه تو صفر شدی از دانشگاه با لگد پرتت کردن بیرون مجبور شدی سال دیگه کنکور بدی اون موقع میفهمی که این کارا نون و آب نمیشه!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط بی با | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بهزاد چیت ساز
متولد 1366 - اراک
اصلیت خوزستانی
(توضیح: عرب نیستم)
دانشجوی سال چهارم IT
دانشگاه امیرکبیر

وضعيت من در ياهو

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
یاهو 360 من
Missed Dream(علی مرادی)
ف..ا..ن..ت..ز..ی(فانتزی)
مثل دریا بی کران(پژمان)
بلوک سیاه (یزدان)
بامداد (بامداد)
The Bizz(بیژن)
تاآزادی دانشجویان دربند(مهدی)
زنگوله (سیاوش رامش)
سرزمین بدون مرز (علی زنوزی)
مروارید مهر (امین شیرزاد)
آجر دیگری در دیوار (علی محمودی)
پلی تکنیکی ساوجی (حجت)
شوخی (شادی)
زیر طاق مهتاب(حمید و آزاده)
کامپیوتر (فرشاد)
این نه منم (جمال)
مزاحم (ابول)
دختر کوچولوی یاغی(مریم)
یادداشتک(محمد پیرنیا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM